ایمان به پروردگار

آیت الله بهجت.اعتماد بخدا

صفات یک مسلمان

امت ما نیازمند آن است تا بار دیگر مزیتی را که خداوند متعال برایش برشمرده است، باز یابد. کُنْتُمْ خَیْرَ أُمَّهٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَتُؤْمِنُونَ بِاللهِ
امت ما نیازمند آن است تا بار دیگر مزیتی را که خداوند متعال برایش برشمرده است، باز یابد. کُنْتُمْ خَیْرَ أُمَّهٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَتُؤْمِنُونَ بِاللهِ (آل عمران: ۱۱۰)
شما بهترین گروهی هستید که برای مردم برگزیده شده‌اید، زیرا به معروف فرمان می‌دهید و از منکر جلوگیری می‌کند و به خداوند یکتا ایمان دارید.
تا زمانی که همه افراد امت اسلامی به ویژگی‌های برشمرده در این آیه باز نگردند، مشمول آن بهترین امت نخواهند شد. برخی از علمای اسلامی ویژگی‌های افراد مشمول این آیه را چنین توصیف کرده‌اند: آنها باید دارای عقیده‌ای سالم، عبادت صحیح، اخلاق استوار، اندیشمند، جسم سالم، قدرت تولید و کسب، منظم، وقت شناس، مسلط بر نفس خود و مفید برای دیگران باشند.
سلامت عقیده
این ویژگی باید بر اساس آیات و احادیث ذیل در یک فرد مسلمان شکل بگیرد:
الف) آمَنَ الرَّسُولُ بِمَا أُنْزِلَ إِلَیْهِ مِن رَّبِّهِ وَالْمُؤْمِنُونَ کُلٌّ آمَنَ بِاللهِ وَمَلاَئِکَتِهِ وَکُتُبِهِ وَرُسُلِهِ لاَ نُفَرِّقُ بَیْنَ أَحَدٍ مِّن رُّسُلِهِ وَقَالُوا سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا غُفْرَانَکَ رَبَّنَا وَإِلَیْکَ الْمَصِیرُ (البقره: ۲۸۵)
«فرستاده (خدا، محمد) معتقد است بدانچه از سوی پروردگارش بر او نازل شده است و مومنان بدان باور دارند. همگی به خدا و فرشتگان او و کتاب‌های وی و پیغمبرانش ایمان دارند (و می‌گویند:) شنیدیم و اطاعت کردیم. پروردگارا! آمرزش تو را خواهانیم و بازگشت (همگان) به سوی توست»
ب) حضرت محمد (ص) در پاسخ به پرسش جبریل علیه السلام که از ایشان پرسید: ایمان چیست؟ چنین پاسخ داد: به الله و فرشتگانش و کتاب‌هایش و پیامبرانش و روز قیامت و خیر و شر قدر ایمان داشته باشی. (به روایت امام مسلم)
این صفات باید به رفتار عملی یک مسلمان تبدیل شود. در همه جا آفریدگار توانا یگانه پرستش شود و مومن باید به یاد داشته باشد که “خدا را در نظر داشته باش تا تو را در نظر داشته باشد و تو را حفظ کند خدا را در نظر داشته باش تا او را در مقابل خود ببینی. اگر خواسته‌ای داری، از او طلب کن و اگر معینی می‌خواهی از او کمک بگیر و این را بدان هر آنچه در تقدیر تو مقدر شده همان بر تو جاری می‌شود و اگر برای تو مقدر نشده باشد، هیچ گاه در حق تو جاری نمی‌شود. (روایت از امام ترمذی و به گفته‌ایشان این روایت صحیح است)
عبادت صحیح
مبنای عبادت صحیح نیز این آیه کریمه است: وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالإِنْسَ إِلاَّ لِیَعْبُدُونِ (الذاریات: ۵۶) «من پری‌ها و انسان‌ها را جز برای پرستش خود نیافریده‌ام»
عبادت هنگامی جامع و فراگیر خواهد بود که همه نیکی‌ها و خوبی‌ها را در بر بگیرد و نیت مخلصانه و صادقانه نیز منظور و همراه آن باشد و هدف فقط کسب و جلب خشنودی الله تعالی باشد.
قُلْ إِنَّ صَلاَتِی وَنُسُکِی وَمَحْیَایَ وَمَمَاتِی للهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ (انعام :۱۶۲) «بگو: نماز و عبادت و زیستن و مردن من از آن خداست که پروردگار جهانیان است»
بنابراین باید توجه داشت که عبادت دو رکن اساسی دارد:
۱) انطباق با موازین و ضوابط عمل عابد
۲) اخلاص نیت و توجه به الله در انجام عمل
هر مسلمانی در هر یک از کارهای خویش با توجه به این دو رکن اساسی بندگی خالصانه و زلال پروردگار متعال را بجا خواهد آورد و به این وسیله می‌تواند حتی عادات معمولی را نیز به عباداتی تبدیل کند که در نزد الله تعالی مستوجب پاداش است.
اخلاق استوار
این قاعده از حدیث گرانسنگ “إنما بعثت لأتمم مکارم الأخلاق”(به روایت امام احمد) اخذ شده است. زیرا اخلاق ثمره طبیعی سلامت عقیدتی و عبادت صحیح و استمرار و مداومت بر تهذیب نفس و تلاش برای اصلاح آن است. “هر جا که هستی تقوای الهی پیشه ساز و برای محو گناهان، اعمال نیک و شایسته انجام بده و با مردم به نیکی رفتار کن”(به روایت امام ترمذی که آن را حدیث حسن دانسته است)
مسلمان بر التزام به اخلاق نیک تاکید دارد. همه کارهایش از نگرش غیر قابل تغییرش نسبت به نیکی و ایمان و به منظور خشنود کردن خالق خود، شکل می‌گیرد و امید دارد که بر این اساس با حضرت محمد صلی الله علیه و سلم در بهشت برین همنشین گردد. امام احمد و ابن حبان ـ رحمت خداوند بر ایشان باد ـ به نقل از عبدالله بن عمر ـ خداوند از آنان خشنود باد ـ نقل کرده‌اند که ایشان از نبی مکرم اسلام صلوات الله علیه شنید که می‌فرماید: آیا محبوب‌ترین افراد امتم در نزد خودم را که روز قیامت نیز بیشتر از همه به من نزدیک خواهد بود به شما معرفی نکنم؟! گفتند: بلی ای پیامبر خدا (ص). آن حضرت فرمود: خوش رفتارترین شما، آدم می‌تواند با اخلاق نیک به جایی برسد که روزه دار شب نماز خوان به آن نمی‌رسد. (امام ابوداود آن را روایت کرده است). اخلاق نیک بهترین مبلغ اسلام است و مبادی اسلام و دین به وسیله هیچ ابزار و وسیله‌ای بیشتر و بهتر از اخلاق نیک در میان جوامع مختلف گسترش نیافته است.
اندیشه‌ورزی (آموزش + مطالعه + تفکر)
این قاعده از آیات مبارک آغازین سوره علق و آیات نخست سوره مبارکه الرحمن استنباط و استخراج شده است: اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّکَ الَّذِی خَلَقَ* خَلَقَ الإِنْسَانَ مِنْ عَلَقٍ* اقْرَأْ وَرَبُّکَ الأکْرَمُ* الَّذِی عَلَّمَ بِالْقَلَمِ* عَلَّمَ الإِنْسَانَ مَا لَمْ یَعْلَمْ (علق:۱ – ۵) «بخوان به نام پروردگار ت، آن که آفریده است * انسان را از خون بسته آفریده است * بخوان! پروردگار تو بزرگوارتر و بخشنده‌تر است * همان خدایی که به وسیله قلم آموخت * بدو چیزهایی را آموخت که نمی‌دانست *»
رسالت اسلام بر دانش، فکر، تحقیق و اندیشه ورزی و فرهنگ محوری استوار است. اسلام همه را به استفاده بهینه از ابزارهای دانش و کسب مهارت تحقیق و دستیابی به آفاق گسترده فرهنگ دعوت می‌کند. اسلام پیام «اطلبوا العلم من المهد إلی اللحد» را سر داده است. در آموزه‌های اسلامی آمده است: هر کس به راهی برود که هدف از آن کسب علم باشد، خداوند منان به همین سبب راهی به سوی بهشت را برای او همراه می‌کند.
بر همین مبناست که فقهای مسلمان، تحصیل همه علوم را بر مسلمانان فرض کفایه می‌دانند تا چنانچه گروهی از مسلمانان آن را کسب کردند وجوب آن از دیگران ساقط می‌شود و چنانچه تعداد افراد به تحصیل رفته در هر زمینه به اندازه نیاز امت اسلامی نباشد، وجوب آن بر گردن همگان است.
امروز این پرسش پدید می‌‌آید که چه کسانی به یادگیری لغات و زبان‌های مختلف دنیا همت گماشته‌اند؟ آیا تعداد کسانی که از علوم رایانه آگاهی کافی دارند برای امت کافی است؟ آیا اکنون به تعداد مورد نیاز در جوامع اسلامی کسانی هستند که صنایع مخابرات و رشته‌های مرتبط با فناوری اطلاعات و اینترنت و دنیای مجازی و ژنتیک و مهندسی ژنتیک را آموخته باشند؟
آیا به تعداد کافی کسانی درباره تاریخ و جغرافیا و وضعیت سیاسی و اقتصادی و اجتماعی مسلمانان تخصص یافته‌اند تا دردها را تشخیص دهند و درمان مناسبی برای بیماری‌ها و ضعف‌های گوناگون امت اسلامی بیابند و به مداوای این وضع بپردازند و راهی برای جهاد و حمایت از امت اسلامی و دین الهی بیابند؟
سلامت و توانایی جسمی
مبنای این قاعده بر اساس این حدیث پیامبر گرامی اسلام حضرت محمد صلی الله علیه و سلم است که فرمود: مؤمن قوی بهتر و در نزد خداوند محبوب‌تر از مؤمن ضعیف است و هر یک خیری در بر دارد. (به روایت امام مسلم)
مومن برای آنکه بتواند تکالیف، مسئولیت‌ها و وظایف شرعی خود را انجام دهد و به آبادانی زمین بپردازد، باید توان جسمی مناسب با آن داشته باشد. برای آنکه مؤمن به توانایی مناسب جسمی و بدنی دست یابد سه موضوع را باید مد نظر قرار دهد:
۱) حقوق بدن خود را رعایت کرده و تعامل مناسبی با آن برقرار سازد و نیازهای اساسی آن را بدون افراط و تفریط در اختیارش قرار دهد. در قسمتی از فرموده پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و سلم آمده است: … اما من به اندازه کافی روزه می‌گیرم، نماز می‌خوانم، می‌خوابم و با زنان ازدواج می‌کنم، و هر کس از سنت من روی گرداند، جزو امت من محسوب نمی‌شود. (به روایت از امام مسلم)
۲) شناسایی مهارت‌ها و امکانات و توانایی‌هایی که خداوند در بدنمان قرار داده است و توسعه و شکوفایی این توانایی‌ها، مهارت‌ها و امکانات. در حدیت پیامبر (ص) به یکی از این توانایی‌ها اشاره شده و ایشان فرمودند: بدانید که تیراندازی جزو مهارت‌ها و توانایی‌هاست. در حدیث دیگری آمده است: به فرزندانتان شنا، تیراندازی و اسب سواری بیاموزید.
هر یک از ما مهارت و توانایی دارد که خداوند متعال آن را در وجود ما به ودیعه نهاده است و زمینه استفاده از آن را برای ما فراهم کرده است.
“تلاش کنید، زیرا هر کس به کاری متناسب با توانایی خویش گمارده می‌شود”.(روایت از امام بخاری به نقل از حدیث روایت شده از علی بن ابی طالب)
۳) حفظ بدن و تعجیل در درمان هر نوع بیماری که ممکن است بر بدن عارض شود. در عصر حاضر که آلودگی‌های گوناگونی جوامع انسانی را تهدید می‌کند، بهتر است هر از چند گاهی چکاب کاملی از بدن خود به عمل آوریم تا هر بیماری یا مقدمه آن را پیش از آنکه به جسم ما آسیب برساند، شناسایی و درمان کنیم.
خداوند در برابر هر دردی، دارو و درمانی آفریده است، بنابراین از داروها برای درمان کمک بگیرید. خداوند متعال هیچ دردی را نازل نفرمود، مگر آنکه دوای آن را نیز فراهم فرموده است (حدیث‌های شریف به روایت از بخاری و مسلم)
توانایی کسب درآمد و تولید
خداوند متعال فرموده است: هُوَ الَّذِی جَعَلَ لَکُمُ الأَرْضَ ذَلُولاً فَامْشُوا فِی مَنَاکِبِهَا وَکُلُوا مِن رِّزْقِهِ وَإِلَیْهِ النُّشُورُ (ملک:۱۵) «او کسی است که زمین را رام شما گردانیده است، در اطراف و جوانب آن راه بروید و از روزی خدا بخورید، زنده شدن دوباره در دست او است»
اسلام با بیکاری و تنبلی و کاهلی مخالف است و افراد بیکاری را که منتظر کمک و یاری مردم هستند، سرزنش می‌کند. ما باید بدانیم که طلا و نقره و جواهر از آسمان نمی‌بارد. به همین سبب رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و سلم دست کارگر را می‌بوسد و انسان‌های کارگر را گرامی می‌دارد و می‌فرماید: این دست را خدای متعال و رسول خدا (ص) دوست می‌دارد. آن حضرت در جای دیگری می‌فرماید: هر کس حاصل دسترنج خود را به خانه آورد، بخشوده می‌شود. (به روایت از امام طبرانی.)
رسول خدا صلی الله علیه و سلم، کسی را که بدون علت قابل قبول و مشروع دست گدایی به سوی مردم دراز می‌کند، سرزنش می‌کند و می‌فرماید: گدایی به عنوان لکه سیاهی در روز قیامت بر صورت گدا نمایان می‌شود.
گدایی جز به هنگام فقر کامل یا به سبب دیه سنگین یا قرض نابهنگام جایز نیست.
امت اسلامی امروز گرفتار این مصیبت است که از دسترنج خویش نمی‌خورد و سیاستمداران بلاد اسلامی قدرت تصمیم گیری درباره کشورهای خود را ندارند، زیرا قوت و مواد غذایی کشورهایشان در اختیار خود آنان نیست( و بیگانگان آن را تامین می‌کنند).
نظم و انضباط
از رسول خدا حضرت محمد (ص) پرسیدند: کدام عمل بهتر است؟ فرمود: نماز در وقت خودش. گفتند: سپس کدام؟ فرمود: نیکی به پدر و مادر. گفتند: پس از آن کدام؟ فرمود: جهاد در راه خدا. (امام بخاری این حدیث را روایت کرده است).
حضرت محمد ص) به یاران گرامی‌اش دانشی به نام “فقه اولویات” آموخت تا بتوانند امور دینی و دنیایی خود را مدیریت کرده و سازمان دهند. بر اساس این دانش، نیازهای زندگی بر سه بخش تقسیم می‌شود:
ـ ضرورت‌ها که زندگی بدون آنها امکان پذیر نیست
ـ کمالیات که زندگی مناسب با استفاده از آنها تکمیل می‌شود
ـ تحسینیات که زیبایی‌ها و رفاه زندگی را افزایش می‌دهد.
بر این اساس انسان نباید پیش از آنکه ضرورت‌ها را تحقق بخشد به کمالیات بپردازد و پیش از آنکه ضرورت‌ها و کمالیات را محقق سازد، به دنبال رفاه و زیبایی‌ها باشد.
با توجه به این امور و اولویت‌ها و ترتیب آن، نظم بر زندگی انسان مسلمان حاکم می‌شود و هر مسلمانی می‌داند که چه چیزی را در اولویت قرار دهد و چیز دیگر را به تاخیر اندازد. فرایض و واجبات را مقدم دارد و سنت‌ها و نوافل را پس از ادای فرایض اقامه کند و دفع مفاسد را بر جلب منافع و مصالح اولویت بخشد و مقدم بدارد.
التزام به فقه اولویت‌ها همچنین موفقیت‌های جدیدی در زندگی هر مسلمانی پدید می‌آورد و انسان با توجه به این اولویت‌ها می‌تواند همه چیز را کنترل و مدیریت کند، زیرا هر مومنی درصدد است تا در فعالیت‌های سودمند مشارکت جوید و در عبادت‌ها و عادات بهترین‌ها را انجام دهد و همه امور فردی، زندگی خانوادگی و روابط اجتماعی اش به صورت متوازن و متعادل و در مسیر کمال باشد.

توجه به ارزش وقت
خداوند عزوجل می‌فرماید: وَلِکُلِّ أُمَّهٍ أَجَلٌ فَإِذَا جَاءَ أَجَلُهُمْ لاَ یَسْتَأْخِرُونَ سَاعَهً وَلاَ یَسْتَقْدِمُونَ (اعراف:۳۴) «هر گروهی دارای مدت زمانی (مشخص و معلوم) است و هنگامی که زمان آنان به سر رسید، نه لحظه‌ای تاخیر خواهند کرد و نه لحظه‌ای پیشی می‌گیرند»
بنابراین وقت همان زندگی است و سرمایه اصلی انسان به شمار می‌آید. هر مقدار از زمان که از دست رفت، دیگر باز نمی‌گردد.
ای آدم! من یک روز تازه و بر کارهایت شاهدم، مرا پاس دار که (اگر از دست تو رفتم) تا روز قیامت باز نخواهم گشت.
یک مسلمان واقعی، از هر لحظه عمر خود درست و بهینه استفاده می‌کند و آن را در کسب نیکی‌های دنیوی و اخروی بکار می‌گیرد.
در روایتی آمده است: چنان برای دنیا بکوش که انگار در آن جاودان خواهی ماند، و چنان برای آخرت خود تلاش کن که انگار فردا خواهی مرد.
در آیه ۷۷ سوره مبارکه قصص نیز آمده است: وَابْتَغِ فِیمَا آتَاکَ اللهُ الدَّارَ الآَخِرَهَ وَلاَ تَنسَ نَصِیبَکَ مِنَ الدُّنْیَا وَأَحْسِنْ کَمَا أَحْسَنَ اللهُ إِلَیْکَ وَلاَ تَبْغِ الْفَسَادَ فِی الأَرْضِ إِنَّ اللهَ لاَ یُحِبُّ الْمُفْسِدِینَ
«به وسیله آنچه خدا به تو داده است، سرای آخرت را بجوی، و بهره خود را از دنیا فراموش مکن و همان گونه که خدا به تو نیکی کرده است، تو نیز نیکی کن و در زمین تباهی مجوی که خدا تباهکاران را دوست نمی‌دارد»
مسلمان باید خود را برای پاسخ گویی به پرسش‌های روز قیامت آماده کند. معاذبن جبل رضی الله عنه از رسول خدا صلی الله علیه و سلم نقل کرده است که آن حضرت فرمود: در روز قیامت از بنده درباره چهار چیز پرسش می‌شود: نخست اینکه عمرش را در چه راهی صرف کرده است، جوانی خود را چگونه سپری کرده است. از دانایی اش چگونه بهره گرفته و دارایی اش را چگونه کسب و در چه راهی خرج کرده است. (حدیث صحیح به نقل از امام ترمذی)
جهاد با نفس
نفس انسان بسان اسب سرکش است، یا آن را تعلیم می‌دهد تا مطیع صاحب خود گردد، یا که صاحبش را به سرپیچی از پروردگار خود و عصیان و تمایل به شهوات و هوای نفسانی وا می‌دارد و او را به هلاکت می‌اندازد.
فرد مسلمان باید بر چهار چیز چیره گردد:
۱) وسوسه‌های شیطانی
۲) فریب دنیایی
۳) سیلاب شهوانی
۴) پیروی از هوای نفسانی
تا پس از آن بتواند بر قله‌های موفقیت بایستد. با بی توجهی به سرشت این پدیده وجودی انسان، نفس به بدی امر می‌کند و از منکر جلوگیری نمی‌کند. اما با پرورش نفس و کنترل و مدیریت آن، نفس اماره به نفس سرزنش گر تبدیل می‌شود. در این مرحله با آنکه اعمال صالح و بدی‌ها را با هم مرتکب می‌شود، اما راه بازگشت و پشیمانی و توبه و اصلاح را فرا گرفته است و از اعمال زشتی که مرتکب شده است، باز می‌گردد.
با تمرین و پرورش بیشتر، نفس به مرحله اطمینان می‌رسد. در این مرحله به یاد خداوند متعال و پیروی از او خو می‌گیرد و آنگاه طعم شیرین و نوای دلنشین خشنودی خداوند و رضایتش را می‌چشد.
سودمندی برای دیگران
محبوب‌ترین بنده در نزد آفریدگار توانا، کسی است که برای مردم سودمندتر باشد و محبوب‌ترین کارها به نزد خداوند متعال، شادمان کردن دل یک مسلمان است یا آنکه گرهی از او باز گردد یا قرض او ادا شود یا گرسنگی اش برطرف گردد. اگر برای رفع نیاز برادرم (یک مؤمن) با او همراه شوم، از نظر من بهتر از آن است که در این مسجد (مسجد مدینه) یک ماه اعتکاف کنم. هر کس خشم خود را فرو برد، خداوند آبرویش را حفظ می‌کند و هر کس کینه خود فرو خورد (در حالی که بر عملی ساختنش توانا باشد) خداوند متعال روز قیامت دلش را از خشنودی مملو می‌سازد. هر کس که با برادرش برای رفع نیازش همراه شود تا زمانی که آن نیاز بر طرف گردد، خداوند متعال او را در روز قیامت ـ که همه قدم‌ها در آن روز لرزان است ـ ثابت قدم می‌گرداند. (روایت از امام طبرانی)
خوشا به حال کسی که خداوند منان او را کلید نیکی‌ها و خیرات قرار داده و درهای بدی و شرارت را به رویش بسته است.
سهل بن سعد رضی الله عنه از پیامبر گرامی اسلام حضرت محمد صلی الله علیه و سلم روایت کرده است که آن حضرت فرمود: نیکی‌ها بسان گنجینه‌هایست و این گنجینه‌ها کلیدهایی دارند، خوشا به حال آنکه خداوند متعال او را کلید نیکی قرار داده و به وسیله او راه بدی‌ها را بسته است. بدا به حال بنده‌ای که انجام زشتی‌ها و ارتکاب بدی‌ها برایش آسان است و از انجام نیکی‌ها ناتوان. (روایت از امام ابن ماجه)
همه حرکات و سکنات یک مؤمن برای اطرافیانش سودمند است. در حدیثی آمده است: مومن مانند باران است، هر جا که ببارد، سودمند است. در حدیث دیگری آمده است: مومن مانند درخت خرماست، که همه چیزش فایده دارد. در حدیثی هم آمده است: مومن به راحتی با دیگران انس و الفت می‌گیرد و کسی که با دیگران ارتباط برقرار نمی‌کند، سودی ندارد. (روایت از امام احمد)
چگونه چنین نباشد و حال آنکه خداوند در ازای سودمندی برای مردم، پاداش عظیمی در نظر گرفته است.
در احادیث متعددی که امامان حدیث از جمله بخاری و مسلم آن را روایت کرده‌اند، آمده است:
“هر کس برای رفع نیاز برادرش با او همراه شود، خداوند متعال برای رفع نیازش با او همراه می‌گردد”. “هر کس که گره از مشکل گرفتاری بگشاید، خداوند متعال گره از مشکلات او می‌گشاید و بر او آسان می‌گیرد”. “هر کس مشکلی از مشکلات دنیایی مومنی رفع کند، خداوند متعال روز قیامت مشکلی از مشکلاتش را بر طرف می‌کند”.
“مسلمان برادر مسلمان است، نه به او ستم می‌کند و نه او را به دشمنان دینی اش تحویل می‌دهد”.
“هر کس که به دنبال بر طرف کردن نیاز برادر مومنش باشد، خداوند متعال نیز در پی حل مشکلات و نیازهایش خواهد بود.”

error: Content is protected !!